جمال الدين محمد الخوانساري

185

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

« بيهوده گوئى » اين است كه بسيار گويد در خطا وباطل يا سخنان پست مرتبهء بىرتبه . 2316 البس ما لا تشتهر به ولا يزرى بك . بپوش جامهء كه مشهور نشوى بآن وعيبناك نگرداند ترا ، مراد به « جامهء كه مشهور شود بآن » اين است كه در كمال نفاست باشد بعنوانى كه مشهور شود كه فلانى چنين جامهء پوشيده ، يا در كمال درشتى وزبونى باشد كه از آن راه چنان شهرت كند ، وپوشيدن لباس شهرت كه علما مكروه شمرده‌اند شامل هر دو قسم باشد ، وبنا بر اين مراد به « جامهء كه عيبناك گردد بآن » يا جامه‌ايست كه پوشيدن آن حرام باشد ، يا جامهء زبونى است كه مناسب زىّ أو نباشد ، وپوشيدن أو آنرا سبب خفّت وذلّت أو گردد ، هر چند بمرتبهء لباس شهرت نباشد ، وممكن است كه مراد به « لباس شهرت » در اين مقام آن باشد كه از راه خوبى ونفاست سبب شهرت گردد وبه « آنچه عيبناك گرداند أو را » آنكه سبب خفّت وسبكى أو گردد از راه پستى وزبونى ، واين شامل قسم دوّم لباس شهرت نيز باشد . 2317 امش بدأبك ما مشى بك . راه رو برسم خود بهر نحو كه ببرد ترا ، ممكن است مراد ظاهر آن باشد يعنى هرگاه در راه رفتن طريقهء داشته باشى كه بر آن مخلوق شده باشى وعادت كرده باشى بهمان نحو راه رو هر نحو كه ببرد ترا وتغيير مده آنرا كه خوش نيايد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بهر طريق كه با مردم سلوك كرده باشى بهمان نحو سلوك كن وتغيير مده كه تغيير سلوك بدنمايد ، وبنا بر اين تخصيص بايد داد باين كه سلوك سابق سلوك بدى نباشد زيرا كه اگر سلوك بد باشد تغيير آن لازم وخوش نما باشد ، وپوشيده نيست كه اگر سلوك سابق سلوكى باشد كه مشتمل بر فعل خيرى باشد وترك آن كند بسيار بد است ، وبسيار شود كه سبب زوال دولت ونعمت أو